تبليغاتX
به نام خدایی که در این نزدیکی ست
... و پرواز را بیاموز ، زیرا باید روزی از خودت تا خدا پرواز کنی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

بله مثل اینکه قسمت شد که ما وبلاگی بسازیم و در خدمت شما باشیم ، خوب که هستید ان شاءالله ،خدا را شکر، شما خوب باشید ما هم خوبیم

این وبلاگ موضوع خاصی نداره متن ادبی می نویسیم غیر ادبی می نویسیم مذهبی ، علمی،... خلاصه کنم از هر دری مطلب می نویسیم

اگه خواستید سری به ما بزنید قدمتون بر چشم ، مهمون حبیب خداست ،در وبلاگ ما همیشه به روی شما بازه

یاعلی

این هم یه متن قشنگ برای شما ، از نوشته های خانم عرفان نظر اهاری، لذت ببرید

دویدن بیاموز ، پرواز را و اشتیاق را

وقتی راه رفتن آموختی ، دویدن بیاموز و دویدن که آموختی ، پرواز را

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که میروی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند

دویدن بیاموز، چون هر چیز که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی ، دیر.

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی ، برای آنکه به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از راه رفتن چیزی به من نگفتند ، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

پلنگان ، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آنها را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

***

وقتی رفتن آموختی، دویدن بیاموز ، و دویدن که آموختی، پرواز را.راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری.دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی، و پرواز را یاد بگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 19:55  توسط خودم  |